جمعى از نويسندگان

314

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

بودند ؛ چنان‌كه از تصانيف ايشان معلوم است ، مثل مولاناى رومى و شيخ علاءالدوله سمنانى و شيخ شهاب‌الدين سهروردى ، صاحب حكمت اشراق و شيخ محىالدين عربى ، صاحب فتوحات و شيخ عبدالرزاق كاشانى ، صاحب تأويلات و شيخ ابوحامد غزالى و شيخ روزبهان ، صاحب تفسير عرايس و شيخ عطار و غيرهم . سپس مرحوم مجلسى به اعتراض جهال جواب مىدهد : پس آنچه بعضى از جهال بعضى از افعال جزئيه و فرعيه اين جماعت را مورد اعتراض قرار مىدهند ، عين خطا خواهد بود ، چنان‌چه از جمله اعتراض ايشان يكى آن است كه اين جماعت در خانقاه مىنشينند و اين بدعت است . اين حرف باطل است ؛ زيرا بدعت آن است كه حرام يا واجب يا سنّت يا مكروه يا مباح گردانى چيزى را كه حكم شارع در آن چيز به خلاف آن باشد . چنان‌چه عمر ( خليفه دوم ) تمتع متعه را حرام كرد و عثمان خطبه عيدين به انجام نماز عيد مقدم داشت كه اكراه ائمه هدى در آن بود [ و اين ] بدعت باشد . پس اگر [ اين كه ] كسى در خانقاه نشيند ، بدعت است ، كسى نيست در عالم كه بدعت نكرده باشد ؛ زيرا وضع مدرسه و عمارت و جام‌ها و طعام‌ها كه در اين زمان شايع است ، حتى بعضى از علوم متعارف نيز در زمان ائمه هدى ( ع ) نبوده و حال آنكه فرق ميان مسجد و خانقاه هم نيست ، الا به تسميه و آنكه خلوتى چند بر اطراف آن ساخته‌اند به جهت آنكه فضيلت عبادت در خلوت بيشتر است . . . ( مجلسى ، 1388 ، ص 322 - 323 ) . علامه مجلسى كه بر اين مسئله مُهر تأييد مىزند ، خود از دلسوزترين علما براى شريعت است و تأييد ايشان براى ما راهگشاست . در همگرايى ، دو جغرافيا را مىتوان مطرح كرد : يكى جغرافياى انسانى و ديگرى انديشه‌اى . در هم‌گرايى انديشه‌اى نيز عرفان سياسى مىتواند نقش مهمى را ايفا كند ؛ زيرا از فراخى بر تابيدن انديشه‌ها برخوردار است . اگر در منظومه معرفتى به دنبال دانش باشيم كه بتواند پلوراليسم سياسى و يا تأويل هرمنوتيكى را برتابد ، به طور قطع ، عرفان سياسى خواهد بود . بعضى از نويسندگان كوشيده‌اند ميان عرفان و دموكراسى پيوند و رابطه برقرار كنند و اهتمام بر اين دارند كه عرفان با گزاره‌هاى دموكراسى مرتبط است ( درويش ، 1378 ) . براساس مطالب پيش‌گفته ، به اين نتيجه مىرسيم كه بايسته است به طور جدى و دقيق به عرفان سياسى بپردازيم ؛ به خصوص با توجه به رويكردهاى جديد و نيازهاى زمانه و عصرى و نيز با توجه به اينكه عرفان راستين و عارفان حقيقى مورد غفلت واقع شده‌اند و عرفان‌هاى بَدلى و دروغين و جريان‌ها و جنبش‌هاى نوپديد معنوى ، ظهور كرده‌اند و برخى